ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
912
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ارباب شجاعت است ، رفته رفته موازى هشت هزار جمعيّت مهيّا كرده با تداركى شايان و اوضاعى نمايان روى جلادت به ولايت شوشتر آورد . چون نوّاب اسد الله ميرزا كه از جانب برادر ارشد خويش حضرت حشمت الدوله محمد حسين ميرزا در آن ولايت حكمروا بود ، حريف را سخت شناخت و از روى اضطرار با او در ساخت . شوشتر و دزفول را تصرّف نمود و پاى تهوّر به جانب ولايت رامهرمز كه از توابع فارس است ، برگشود . شاهنشاه دشمنشكن چون كارها را بدين منوال و فقرا و ضعفا و قوافل و زوّار را از صدمهء تطاولات آن طايفه پايمال ديد ، مصلحت را در حركت به سمت عراق پسنديد . امر ديگر كه تحريك لواى ظفر را باعث آمد ، بىانتظامى مملكت فارس بود . تبيين اين مقال آنكه چند سال قبل ازين الى حال ، اهالى سامان كوهكيلويه و محال ممسنى و دشتى و دشتستانى و برخى از بنادر و غيره ، هريك به سببى از اسباب ، بناى شورش و غوغا گذاشته و لواى خودسرى افراشته بودند و ميرزا منصور خان بهبهانى و ولى خان ممسنى و جمال خان خشتى به سازش با يكديگر پرداخته و با محمد تقى خان كنورسى بختيارى نيز در ساخته بودند و اهمال و تهاون در اداى تنخواه ديوان مىنمودند . در همين سنوات ، نوّاب حسين على ميرزاى فرمانفرما ، يوسف خان گرجى مقرّب خود را به حكومت و سردارى آن ولايت فرستاد و ولى خان ممسنى به تدابير كامله او را به دست آورده سرش را بر باد داد . علاوه بر اين اختلالات و اختلافات ، مدّت دوازده سال كامل آفت ملخخوارگى در سرحدّات و گرمسيرات آن ولايت به هم رسيد و غلّات و محصولات شتوى و صيفى از اين آفت تلف گرديد . امراض طاعون و و با و آفت زلزله نيز [ 500 ] به تدريج واقع شد و اين بواعث ، انفاد وجوه ماليات ديوان را مانع آمد . معادل يك كرور و يكصد هزار تومان ، كه ماليات چهار سالهء آن مملكت است ، بر زمين ماند و هركس از آن ملك تردّد به دربار دولت معدلت آيت مىنمود ، آيت مأيوسى به گوش امينان دولت مىخواند . اگرچه به سبب تكسّر وجود مبارك ، جميع نوّاب شاهزادگان و خوانين اندرون